تبليغاتX
اسدالله ملك
بزرگداشت استاد بدیعی - قطعه ای در شور از خودم

                                                          به نام خدا

گویی تمام حرفهای کوهستانهای زادگاه او زیر پنجه های بی شکیب و آرشه بی تاب

او گفته میشوند و آنقدر صادقانه هستند که تو را به تمام آن زیبایی ها می رسانند ...

چه میتوان درباره او گفت ؟ "حبیب" خودمان را میگویم ...

همیشه بی تاب بود اما آرام و با وقار ...بوی سبزه زارهای نمناک سوادکوه را همیشه

میشود از سازش حس کرد ... از سادگی خودش میگوید ... از روح سرکش خویش ...

از تمام مرارتهایی که یک عمر اسیر آن بود ... مگر برای "حبیب" که برای خودش

"خان" بود اسارت معنی داشت ؟ ولی یک عمر به او جفا کردند ... آخر سر هم که

اصلا معلوم نشد که چرا پر کشید ؟ او باید میماند ... باید میماند و به همه میگفت :

"هنرمند اگر بمیرد ... هنر نخواهد مرد"

اما خیلی زود رفت ... شاید دید ماندن چه فایده دارد ؟ او "حبیب" بود برای خودش ...

سازش بوی "صبا" را میداد ... بی شک در "مکتب صبا" او بهترین بود ... آری

اما این "بهترین بودن" را کجا عرضه کند ؟! ساز او باید همراه سیاوش باشد ...

همراه گلپایگانی ... همراه فرهنگ ... همراه افتتاح ... نه امثال ]....[ .

او رفت و "راحت شد" .اما خیلی ها را ناراحت کرد ... خیلی ها که مثل من آرزوی

شنیدن چندباره صدای آسمانی ساز او را داشتند ...

همیشه تمام مدت تکنوازیش منتظر می ماندم تا یکی از آن "آرشه پرانهایی" بزند که کسی

جرات ندارد حتی به آن فکر کند ! آری او استثنایی بود به معنای واقعی کلمه ... من

در تمام مدت عمرم کسی را ندیدم که این قدر "زلال" ساز بزند ... نوای ساز او

"شفافیت گفتار" را به کمال رسانده بود ...

اهل هیچ نبود ! از این لحاظ هم استثنا بود(!) . او همه چیز را با هم در خود داشت ...

تمامی نوازندگان سازهای دیگر متفق القول میگفتند که از هم نوازی با او لذت بسیار

میبردند ... حتی زنده یاد جهانگیر ملک -کسی که با بیشترین نوازنده ها سر و کار داشت -

هم همیشه می گفت که "با همه راحت بودم اما حبیب چیز دیگری بود .... "


 در این قسمت گلهای تازه شماره ۴۳۱ را برایتان می گذارم که استاد ایرج با صدای روح بخش خود با

همراهی ساز "حبیب" و سنتور استاد مرحوم منصور صارمی قطعاتی را در ماهور اجرا می کنند :

گلهای تازه شماره 431 - حجم : 1.81 مگابایت

 شما به شفافیت جمله بندی ها دقت کنید ... به جوابهای عالی "حبیب" ....

براستی او نابغه بود ... روانش شاد .


در قسمت بعدی هم قطعه ای از نواخته های من حقیر بشنوید در دستگاه شور و به یاد "حبیب" :

قطعه ای به یاد استاد بدیعی در شور

امیدوارم همیشه سربلند باشید ...

دوستتان دارم

 

2 نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385ساعت 21:35  توسط محسن دهینی  | 

گلهای تازه 145 + مقاله ای درباره استاد ملک

                                        به نام خدا

          شباهت آثار "تکنوازی" و "آهنگسازی" استاد ملک 

 

برخلاف بسیاری از تکنوازان یا همان سلیستهایی که در برنامه بزرگ گلها

فعالیت داشتند و بصورت دقیقتر و تخصصی تر در میان نوازندگان ویلن از معدود

نواسازانی که آثار آهنگسازی اش بسیار بسیار متاثر از سبک نوازندگی

خود بود زنده یاد استاد ملک بود .

تقریبا در تمام ملودیهای ارکسترال ایشان تکنیکهای منحصر بفرد ویلن ایشان

به ارکستر منتقل میشد ... جالب است که بسیاری از نوازندگان سازهای دیگر مانند

استاد شریف و استاد فضل الله توکل در اثر ورود تکنیکهای ویلن استاد ملک به ارکستری

که ایشان در آن فعالیت داشتند تحت تاثیر این قطعات قرار گرفتند و به نوعی از آن آثار

الهام گرفتند.

اتفاقا استاد شریف هم در آثار اندک آهنگسازی خود بسیاری از تکنیکهـــــــای

نوازندگی خود را به ارکستر منتقل کرده اند و از ایـــــن لحاظ مکتب تارنوازی

ایشان با مکتب استاد ملک در ویلن بسیار شباهت دارد.

این مجاورت و نزدیکی نوازندگی و آهنگسازی در مکتب استاد ملک گاهی

باعث میشد که ایشان در بداهه نوازی مثلا برای چهارمضراب ملودی جدیدی

را خلق کنند که حتی قابل اجرا برای ارکستر هم باشد ! بقولی بسیاری از

بداهه نوازیهای ایشان هم بیشتر به یک "قطعه" ارکسترال شباهت دارد تا

یک بداهه نوازی ! این مطلب بیانگر حس قدرتمند آهنگسازی یا به عبارت

بهتر "خلق" و "آفرینش" ملودی ایشان است.

این موضوع در زنده یاد استاد بدیعی نیز دیده میشود اما سبک آهنگسازی-

ایشان شباهت زیادی به سبک نوازندگی ایشان ندارد ! فقط در حالتهایی مانند

استواری و شفافیت بیان به هم شباهت دارد و گرنه نوازندگی ایشان و

ملودیهایی که برای تکنوازی خلق می کردند متفاوت از آهنگهای ایشان بود.

البته این موضوع را هم می توان از خلاقیت ذاتی ایشان به حساب آورد ولی

در این موضوع با مکتب استاد ملک متفاوت است.... .


در قسمت بعد برایتان سخنرانی زنده یاد استاد تجویدی را که در مراسم چهل

استاد ملک انجام داده اند میگذارم :

سخنرانی استاد تجویدی

حتما این سخنرانی را دانلود کنید و ببینید که استاد تجویدی با چه اندوهی

راجع به ایشان صحبت می کند ... صحبتهای زیبای ایشان واقعا تاثیر گذار

است ... .

در قسمت بعد گلهای تازه شماره 145 را برایتان میگذارم . آواز این برنامه

را زنده یاد محمودی خوانساری - یار دیرین استاد ملک که استاد تجویدی

در سخنرانی بالا به همکاریهای این دو عزیز از دست رفته اشاراتی داشتند -

اجرا میکنند :

آواز مخالف - محمودی خوانساری

تصنیف زیبای این برنامه هم که ساخته استاد ملک است و با تنظیم زیبای

مرحوم استاد جواد معروفی ، خانم حمیرا اجرا کرده اند:

تصنیف سه گاه با صدای خانم حمیرا

حتما این کار را دانلود کنید چون استاد ملک قطعه چهارمضراب معروف خودشان

در سه گاه (فا سری) را اجرا میکنند که به زعم بنده حقیر و بسیاری یکی از

زیباترین چهارمضرابهای ساخته شده در سه گاه است.

شاد باشید ...

2 نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385ساعت 13:31  توسط محسن دهینی  | 

روی سن

                             به نام خدا

از هنرمند گرامی : محسن دهینی دعوت می کنم که به بالای سن

تشریف بیاورند ... اینو مجری برنامه گفت... چند لحظه بعد روی سن روبروی

1500 نفر از مردم ایستاده بودم ... یک دریا احساس بودند ... گرمی نگاهشان

مرا افسون میکرد ... پیش خودم فکر کردم که اگر اینها مرا "هنرمند " خطاب

کردند پس من باید خودم را فراموش کنم ! چون خودم اصلا هنرمند نیستم !

تعظیم کردم و نشستم ... کوک ویلنم را خیلی فرمالیته (!) دست زدم و تنظیم کردم.

تمرکز کردم و آرشه را روی سیمهای نرم ویلنم گذاشتم ...

تمام سازم -مثل تمام وجود خودم -غرق تمنا بود ... شروع شد : داستان زندگی -

چند دقیقه ای من روی سن !

آن روز اصفهان میزدم ... هر چه یادم می آمد ... توی در آمد معمولا از

استاد ملک میزدم ... بعدش هم قطعه ساده و زیبای "جدایی" را از ایشان زدم ...

اما ... حالا دیگر نوبت عشق دیرین خودم "استاد بدیعی" بود ! شروع کردم به

"بیات راجه" ... کمی مانور که دادم دیدم خیلی طول کشیده و هنوز

چهار مضراب نزدم ! چهار مضراب معروف استاد بدیعی که توی کاست "سدره"

هم با استاد معروفی اجرا کرده انتخاب خوبی بود ... وسطش هم چند تا مانور

از استاد ملک هم دادم و ادامه ماجرا هم قطعه استثنایی استاد بدیعی توی

عشاق را زدم - مثلا ! - بعدش هم ادامه آواز و فرود و بالاخره پایان !

روز خوبی بود ... بلند که شدم صدای گوش نواز تشویق مردم می آمد - که

برایشان فرقی ندارد که خوب بزنی یا نه اونها توی تشویق خودشان کم

نمیگذارند ! اما از لحن تشویق معلوم بود که راضی هستند ... من هم تعظیم

کردم ... این کمترین کاری بود که می توانستم انجام بدم .

سرم را که بلند کردم نگاهم به مردم دوخته شد ... توی چشمهایشان - که من

اصلا نمیدیدمشان - برق شادی بود ... بی دلیل من هم خندیدم ! یک نفس عمیق

هم کشیدم اما دلم برایشان تنگ میشد ... تا برنامه بعدی - که معلوم نبود که

کی باشد. آرام از صحنه خارج شدم ... پشت صحنه همه دستان مهربانشان را

روی شانه های خسته ام می گذاشتند و میگفتند : خسته نباشی جوون !

عالی بود !

من که خودم میدانستم که حتی اگر خراب هم کنم به من همین را میگویند !

ولی دستان مهربانشان انگار تمام خستگی و استرس برنامه را از تنم

می تکاندند ... وقتی داشتم میرفتم که روی صندلی های سالن بنشینم پیرمردی

آمد جلو و گفت : آفرین جوون ! اون قطعه از بدیعی را خیلی قشنگ زدی !

من هم نگاهش کردم وبه او لبخند زدم ... خوشحال بودم که هنوز یاد استاد

بدیعی زنده است ...


در این قسمت برایتان قسمتی از جدیدترین آلبوم استاد ملک به نام "باربد"

میگذارم که استاد ملک به همراه استاد منصور نریمان (عود) و استاد فضل الله

توکل (سنتور) و زنده یاد استاد بهزاد رضوی (تمبک) قطعات بسیار زیبایی

را در مایه شوشتری اجرا می کنند. من به شما پیشنهاد می کنم که حتما

اینکار را دانلود کنید چون بسیار بسیار کار با احساسی است ...

شوشتری


 

 در قسمت بعد هم کاری از خودم میگذارم :

 قطعه ای است در دستگاه چهارگاه که پیانو دوست -

هنرمندم "محمد رضا محمد زاده " با من همراه است :

چهارگاه

اون ضربی 2/4 هم که اجرا کردم ساخته استاد ملک است.

امیدوارم راضی شده باشید.

 

2 نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت 14:16  توسط محسن دهینی  |