تبليغاتX
اسدالله ملك

 به نام یگانه ایزد منان

 

 

 تحلیل سبک نوازندگی استاد اسد الله ملک:

 

---اولین مبحث:

                               **آرشه کشی**

 

  تقریبا همه شما میدانید که در خلال سالهای دهه 40 و 50 لقبی که در محافل هنری برای

مرحوم ملک مطرح میشد "آرشه سحر آمیز" بود.این لقب - به احتمال زیاد - پس از اجراهای

بسیار موفق ایشان در ارکستر پاپ "مارسل استپانیان" به ایشان تعلق گرفته است.این

ارکستر از چند موزیسین فرانسوی نیز بهره می برد اما تنها یک ویلن با آنها همکاری داشت

که آن هم استاد ملک بود. در آن سالها ایشان با ساز جادویی خودشان میتوانستند در قلب هر

کسی نفوذ کنند .و باز هم میدانید که وقتی "یهودی منو حیم" {یا منوهین} موزیسین و تکنواز

بزرگ دنیا به ایران سفر کرد وقتی ساز جادوئی استاد ملک را در سالن آمفی تئاتر هنرهای

 زیبای کشور شنید شدیدا تحت تاثیر پنجه قدرتمند و لحن زیبای ساز ایشان قرار گرفت و از

ایشان دعوت کرد تا درچند فستیوال شرکت کند.حالا بحث اینجا زیاد است که آیا استاد ملک بـــــه

ایشان پاسخ مثبت دادند یا خیر.در بخش توضیحات بسیاری از کاستهای استاد به این نکته اشاره

شده که ایشان در چند فستیوال از جمله : لیون ، ونیز و پامپالونا همراه با اساتیدی چون عبادی،

تهرانی ، حسین ملک(برادر ایشان و نوازنده بزرگ سنتور) و ... شرکت کرده اند ، اما مـــــــــن

توضیحی در ارتباط با این موضوع در یکی از شماره های مجله "هنر موسیقی" -که شماره اش

یادم نیست!- خوانده بودم که راقم آن سطور می گفت که تا آنجایی که من میدانم استاد ملک هیچگاه

با ساز ویلن در هیچ فستیوالی شرکت نکرده است و اصلا مخالف این موضوع بودند که ساز

ویولن را که سازی غیرایرانی است در خارج از کشور بنوازند و نویسنده معتقد بود که اصلا استاد

ملک احتیاجی به این گونه تمجیدات ندارند. حالا قضاوت بر عهده خودتان ! البته من این پرسش

را بزودی -اگر توانستم استاد گلپایگانی را ببینم - از این استاد بزرگ خواهم پرسید.

 

اما می رسیم به تحلیل سبک آرشه کشی ایشان:

 

من هیچگاه این افتخار را نداشتم که حضورا شاگرد استاد ملک باشم ، ولی از حدود 5 سال پیش

علاقه شدیدی به ساز ایشان پیدا کرده ام و در نوازندگی ام -درست یا نادرست- شدیدا از ایشان

تقلید میکنم کاری هم ندارم دیگران چه میگویند.با شنیدن ساز ایشان و دقت در آن و همچنین دیدن

داشته های تصویری ام از ایشان به چیزی رسیدم که عجیب است:

ایشان در گرفتن آرشه دقیقا دو انگشت خودشان (سبابه و اشاره) را به علاوه شست بکار می گرفتند

و برای حفظ تعادل آرشه از دو انگشت دیگرشان استفاده میکردند ... این باعث میشد که آزادی عمــــل

 بسیاری برای اجرای قطعات ایرانی بدست آید.نوآوری بزرگ وارزشمند ایشان همین است که ایشان

 آرشه کشی را از حالت کلاسیک غربی خود به حالتی مناسب موسیقی ایرانی تغییر دادند.

همچنین ایشان با قدرتی که برای کشیدن آرشه روی سیمها بکار می بردند از آکسان و لغزش آرشه

جلوگیری میگردند .و این قدرت بکار گرفته شده در نواخته های ایشان کاملا مشهود است که دلـــیل

این مدعا این است که شما با گوش دادن دقیق آثارشان متوجه نوعی صدای تق تق درفضای اثر

میشوید که نشاندهنده فشار دست ایشان برای کشیدن آرشه است.این فشار مضاعف باعث ایجـاد

صدایی شفاف و رسا و بدون لرزش میشد.

فرق آرشه کشی هنرمندی مانند استاد بدیعی و استاد ملک در این است که استاد بدیعی همواره

به حکم این که ایشان ویلن ایرانی را به متد غربی فرا گرفته بودند سعی میکردند آرشه چپ و راست

و زمان تعویض آن مشخص نشود ولی استاد ملک دقیقا برعکس هیچ ابایی از معلوم بودن آرشه چپ

یا راست نداشتند و نوع آرشه ایشان کاملا مشخص بود یعنی ایشان "راحت" آرشه می کشیدند و بقول

مرحوم استاد تجویدی: "اسد الله راحت ساز میزد".

وقتی شما ساز ایشان را می شنوید واقعا می فهمید که یک "ایرانی" دارد ساز میزند.... چون رنگ و

بوی ساز ایشان دقیقا رنگ و بوی سازهای ایرانیست و بدرستی که ایشان جزء تنها اساتیدی بودند که

ویلن را برای موسیقی ایرانی "رام" کردند.

البته برعکس طرز تفکر غالب هنردوستان که فکر میکنند قدرت ایشان در آرشه کشی است و با تمام

تفاسیر بالا ، ایشان علاوه بر ابداع شیوه جدید آرشه کشی از قدرت بینظیر پنجه برخوردار بودند که در

مقاله های بعد خودم به آن خواهم پرداخت.

 

در ضمن دوستان ، درست است که این وبلاگ تعلق به استاد ملک دارد ولی ما به جهت ارادتمان به

اساتیدی چون مرحوم بدیعی ، مرحوم تجویدی ، مرحوم خالدی ، همایون خرم ، پرویز یاحقی و

همنوایان ایشان در آینده حتما از این گرامیان هم مطلب خواهیم داشت.

 

محسن دهینی

2 نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1385ساعت 9:42  توسط محسن دهینی  | 

 

2 نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم فروردین 1385ساعت 12:21  توسط محسن دهینی  | 

به نام خدا

 

خدا را شکر میکنم که به مدد و عنایت او ، همزمان با نوروز 1385 توانسته ایم

وبلاگی را راه بیاندازیم که میخواهیم در آن درباره بزرگمردی صحبت کنیم که زحمات

بی دریغش برای احیای این موسیقی دردمند فراموش نشدنی ست... همان "گریه لیلی"

و همان "مرغ شباهنگ" و بسیاری دیگر از کارهای به یاد ماندنی ایشان که بعدا

مفصلا به آن خواهیم پرداخت در تاریخ قطور این موسیقی فاخر به خاطر "نو آوری"

و "خلاقیت" خاص ایشان کم نظیر و شاید بی نظیر است...

 

ایشان در 17 مرداد سال 1320در محله "دروازه دولت" تهران متولد شدند. در عنفوان

کودکی و نوجوانی حدود سه سال از محضر بزرگ طلایه دار این موسیقی "ابولحسن صبا"

بهره های فراوان جست و بزودی جز شاگردان خاص ایشان محسوب شد.سپس از محضر

 اساتیدی چون روح الله خالقی ، هنگ آفرین و علی محمد خادم میثاق و ... به تکمیل

 آموخته های خویش و تجربه اندوزی مشغول گشت.در همان سالهل استاد خالقی ، ایشان

را در ارکستر انجمن ملی موسیقی  که توسط خود ایشان اداره میشد  پذیرفتند و بدین ترتیب

در بزرگی به روی پیشرفت و شکوفایی ایشان باز شد ...بعد از آن سالها "اسدالله" جوان

که از هنرستان موسیقی فارغ التحصیل شده بود موفق به دریافت لیسانس موسیقی از

 دانشگاه هنرهای زیبا گردید.

 

آغاز فعالیتهای ایشان در رادیو مربوط میشود به سال 1337 که در آن سال با ساختن

قطعه "گریه لیلی" در مایه دشتی با کوک مخصوص (ر-می-دو-لا) و قطعه چهارمضرابی در

مایه اصفهان با کوک مخصوص(می-لا-لا-می) و اجرای آنها با ویولن ، اشتهار فراوان یافتند.

از آن هنگام به بعد ایشان با سبک منحصر به فرد خود در نوازندگی و آهنگسازی درهای

بسته بسیاری را برای این موسیقی گشودند.از جمله خوانندگانی که مرحوم استاد ملک با آنها

همکاری داشتند میتوان به استاد گلپایگانی ، استاد محمودی خوانساری ، استاد سرهنگ زاده

استاد ایرج  و...... اشاره نمود که ثمره سالها همکاری آنها با استاد ملک آهنگهای زیبایی چون

تکدرخت - مرغ شباهنگ - جدایی تو....- حکایت دل و....است که سالها با ذوق و قریحه مردم

این بوم کهن پیوند خورده بودند....

 

در سالهای پس از انقلاب که بسیاری از اساتید خانه نشین شده بودن ایشان مبارزه خود را

 برای اعتلای این موسیقی متوقف نکردند و حتی بسیاری از هنرمندان "گلها" را به همکاری

مجدد فرا خواندند که میتوان به اساتیدی چون فضل الله توکل اشاره نمود که به دعوت ایشان

پاسخ مثبت دادند .

 

در همین اواخر ایشان ایشان شروع به ضبط آثار ارکستریشان با سازبندیهای مختلفی (مانند

ویلن-عود ، ویلن-سنتور-سه تار ، ویلن-قانون ، ویلن-عود-سنتورو.....) کردند که

میتوان به کاستهای "نغمه رویایی" ، "سمیرا" ، "نغمه ها" و.... اشاره نمود که هر کدامشان

سرشار از قطعات زیبایی برای همنوازیست ....

 

آفتاب عمر این استاد دوستداشتنی در بهمن 1380 غروب کرد و جامعه بزرگ هنر را در

غمی بزرگ فرو برد....

 

بعدها به تحلیل سبک نوازندگی و آهنگسازی ایشان خواهم پرداخت. 

 

 

2 نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم فروردین 1385ساعت 10:24  توسط محسن دهینی  |